محاق
به نو کردن ماه
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه
داسی سرد برآسمان گذشت
که پرواز کبوتر ممنوع است
صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمگان به هیاهو شمشیر درپرندگان نهادند
ماه
برنیامد
احمدشاملو
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 7:45 توسط مجتبی طاهری سمنانی
|
بودن
گر بدینسان زیست بایدپست
من چه بیشرمم اگر فانوس عمرم رابه رسوائی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست
گر بدینسان زیست باید پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه
یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!
احمد شاملو
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 7:44 توسط مجتبی طاهری سمنانی
|






ر







فرهنگ و تاریخ